تبليغاتX
جاودانه ها - کجائید ای در زندان شکسته ؟

جاودانه ها

کجائید ای در زندان شکسته ؟
قنوت نمازهایم را با آرزوی شهادت سوی خدا می بردم ...

" اللهم ارزقنی شهاده فی ..... "

رکعت دوم نماز ظهر را شروع کردم .

دستهایم را که قنوت بستم خواستم دعای همیشگی را بکنم .

الهم ارزقنی ....

انگار کسی بهم گفت اگر اینبار این دعا را بخوانی شهید می شوی....

خواستم دستهایم را از هم باز کنم و رکوع بروم .

" لعنت بر شیطان ."

برای بار دوم شروع کردم :الهم ارزقنی شهاده فی ....

انگار بقیه اش را بلد نبودم !! می دانستم دعایم اینبار می گیرد و من ...

از خواندن بقیه اش صرف نظر کردم رکوع که رفتم خمپاره از بالای سرم گذشت و لای گونی های

سنگر آرام گرفت ...

اگر می ایستادم و دعا را می خواندم ....آن خمپاره سهم من بود ...

ولی خودم نخواستم ....

(رزمنده ی غواص ........)


 نمی دانیم چطور بخواهیم. شاید باید  چون بچه ها بی تابی کنیم....

وآنقدر اشک بریزیم تا خدا برایمان همان چیزی که دلمان می خواهد بخرد !

همیشه دستمان را می گیرد تا برایمان هرچه دلمان می خواهد بخرد ... ولی گاه ما خوابیم

و ...

می دانی چرا می گویم به همه مان هرچه دلمان بخواهد می خرد؟

چون شهید ..... که معروف بود به ابیش آقا ! سوختن را خواست تا خالکوبی های بدنش

مشخص نشود خدا هم سوزاندش ....

     کجائید ای شهیدان خدایی؟ / بلا جویان دشت کربلایی / کجائید ای سبک روحان عاشق ؟ /

پرنده تر از مرغان هوایی /کجائید ای شهان آسمانی؟ /ندانسته فلک را در گشایی /

کجائید ای زجان و جا رهیده ؟ / کسی مر عقل را گوید کجا ؟ / کجائید ای در زندان شکسته ؟ /

بداده وامداران را رهایی / کجائید ای در مخزن گشاده؟ /کجائید ای نوای بینوایی؟ /

در آن بحرید کین عالم کف اوست /زمانی بیش دارید آشنایی / کف دریاست صورتهای عالم /

زکف بگذر اگر اهل صفائی / دلم کف کرد کین نقش سخن شد / بهر نقش وبدل رو گر زمایی /

برا ای شمس تبریزی ز مشرق / که اصل اصل اصل هر ضیائی /


خدایا من را ببخش...

........................

 

+ سه شنبه دهم اردیبهشت 138718:54پریسا |