تبليغاتX
جاودانه ها - تنها پسر آبا بود !

جاودانه ها

تنها پسر آبا بود !

او قهرمان بود يك سوپر من !

از آن سوپرمن ها نيست كه مجسمه اش را توي اصلي ترين ميدان شهر بسازند .

حالا هم كسي نمي داند او يك پهلوان است!

اهل دريا بود و دلش اقيانوس ... شايد به همين خاطر غواص بود .

تنها پسر آبا بود و شايد تنها دوست عباس ...

وقتي هم را در آغوش مي گرفتند و دستهاشان را به هم مي دادند مي گفت: عباس، وفتي دوتا

دوست كه هم رو خيلي دوست دارن، مثل من و تو، وقتي هم رو بغل مي گيرن خدا بينشون قرار

مي گيره و با اوني كه دوستش رو بيشتر دوست داره دست مي ده ... عباس به نظرت خدا

با من دست مي ده يا باتو؟

عباس هميشه مي گفت : تو ابراهيم ، تو ....

ابراهيم بيشتر حرفهايش را با دفتر شعرش مي زد :

بالاله خفتن

با اشك ريختن

....

ماندن، نماندن

رفتن ،نرفتن

بودن چه خوب است اي آشنايم

اي آشناي هم خاك وپايم

اما ندارم ياراي بودن

پرواز خواهم، پرواز از اينجا

آغاز خواهم،آغاز خواهم

گاهي كنار رود كارون مناجات اميرالمومنين را مي خواند:

" مولاي يا مولاي ! انت المالك وانا المملوك وهل يرحم والمملوك الا المالك ...."

توي اطلاعات عمليات لشگر عاشورا بود ... مشكلترين شناساييها را مي سپردند به ابراهيم ...

حال كه مي انديشم مي بينم، آن هنگام كه ابراهيم وعباس هم را درآغوش مي گرفتند خدا هردويشان را مي بوسيد و با هردو دست مي داد ...

عاشق بود ...

عاشقيش براي آدمها رياضت بود .

حال مانده اند آدم ها كه عشق را رياضت مي دادند و دلشان را به مرد عنكبوتي خوش كرده اند!

عباس خواب شهادتش را ديده بود ... براي اينكه دل ابراهيم نشكند به او گفته بود تو هم شهيد شده بودي ...

توي خوابم بودي .

ولي ابراهيم توي خواب عباس بود ...

ابراهيم زودتر از عباس رفت ... !! وآبا را تنها گذاشت ...

شهید ابراهیم اصغری وشهید عباس محمدی


خدایا دعاهایمان را برای شفای مادر قبول کن !

 پدرمان امیرالمومنین تنهای تنها می شود .

دردلهایش از این به بعد با آب چاه می شود ....

خانم، مادر همه ی شهدا بود ...

امروز ساعتها با خودم کلنجار رفتم که چه بنویسم ...

واژه ها غریبه شدند از یادم رفتند ...

خانم کمکمان بکنند پدرمان امیرالمومنین را در نبود خانم تنها نگذاریم ...

اهل کوفه نباشیم ...

مثل شعارهایمان نباشیم ...

امشب دعا کنیم خانم بهمان شعور حیدری بدهد تفکر هیدری بدهد قلبی حیدری بدهد اشکی حیدری بدهد...

امشب آقا صاحب الزمان را دعا کنیم ، دعا کنیم دعایمان کند .

دعا کنیم برای خودمان تا آقایمان هم چون پدرمان امیرالمومنین با آب درد دل نکند ....

آقا صاحب الزمان ، ما را امشب راه بده تا باهم غریبانه بگرییم ...

کاش می شد کبوتر پرسیاه بقیع بشویم سرمانرا بگذاریم روی خاک بقیع و غریبانه بگرییم...

+ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 138713:49پریسا |